خرید بک لینک
* از زمستان'>زمستان 1389 تا زمستان 1402 بعد از چند سال اینجا نشستم... حدود 13 14 سال میشه که اینجا نبودم اینجا ننشستم این حس گم شده یا حس آرامش یا اضطراب همه چی با هم همه چی با همدیگه ست از وقتی من از اینجا رفتم چه اتفاقاتی که نیفتاده زندگیمون زندگیم راستش نشستم و دارم فکر میکنم و صحنه های این سالها جلوی چشمامه چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود وقتی که زندگی جور دیگه ای بود یا من "در پی گم شده ی خویش به کجا بشتابم؟" تو ذهنم میاد و اون گم شده ای که خودمم که سالها دوری کردم ازش یا ندیده گرفتمش یا اون از من فرار میکرد نتیجه همه اینا این جدایی طولانی بود و این دلتنگی و این حس...امشب توی این 12 بهمن 1402 اینجا نشستم توی این اتاق روبروی همین دیوار و ستاره هایی که نیستن و کوچهـ ای که اینجا همه داستانهاش نوشته میشد همین کنج و دوستی های مابزرگ شدیم بزرگ شدیم... 267... Me√ √ ..................................................................

برچسب: نویسنده: ابوالفضل موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 14:04

تو یک سپیده ی طوسی سرد مسخ یک عشق پر آوازه شدن...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 14:04

صفحه بندی